ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
848
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
[ و در اين معنى رازيست كه اگر اهل راز باشى آن را در مييابى و آن يگانگى مبدأ [ 1 ] است و هر گاه بهر كس [ 2 ] جز خود بنگرى و در وى بينديشى مىبينى ميان تو و او يك نوع يگانگى از مبدأ وجود داشته است كه بر يگانگى تو و او در جهان هستى گواهى ميدهد ] [ 3 ] و معنى آن بوجه ديگر اين است كه بگفتهء حكيمان وجود ميان موجودات مشترك است و از اين رو انسان دوست دارد وجود او با وجود كسى كه در وى كمال مشاهده كرده است در آميزد تا از اين رو با او متحد و يگانه شود . [ بلكه نفس در اين هنگام آهنگ آن دارد كه از عالم وهم خارج شود و بحقيقتى بگرايد كه عبارت از اتحاد مبدأ و جهان هستى است ] [ 4 ] و چون مناسبترين چيزها به انسان و نزديكترين آنها به ادراك كمال از لحاظ تناسب موضوع همان شكل انسان است از اين رو درك زيبائىها و محاسن نقش و نگارهاى آدمى و آوازهاى او از ادراكاتى است كه به سرشت و فطرت انسان نزديكتر است ، اين است كه هر انسانى بمقتضاى فطرت شيفتهء ديدنى يا شنيدنى زيبا مىشود ، زيبائى در شنيدنى اين است كه آوازها متناسب باشند نه متنافر ، چه آوازها داراى كيفيات گوناگونى هستند مانند آهستگى [ 5 ] و بلندى [ 6 ] و نرمى [ 7 ] و سختى [ 8 ] و جنبش [ 9 ] و فشار [ 10 ] و جز اينها . و تناسب در آواز چيزيست كه سبب حسن و زيبائى آنها بشود و آن داراى شرايطى است . نخست آنكه نبايد خواننده يكباره آواز را به ضد آن برآورد ، بلكه بايد بتدريج و
--> [ 1 - ) ] بدأ بجاى مبدأ : ( ب ) [ 2 - ) ] و ان كان : ( ك ) و ( ا ) . و ان كل : ( ب ) و ما چاپ اخير را ترجيح داديم . [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپ پاريس نيست و آن را با مقابله از چاپهاى ( ك ) و ( ب ) و ( ا ) ترجمه كردم . [ 4 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپ پاريس نيست . [ 5 - ) ] ترجمهء همس ( بفتح ه ) بمعنى آواز نرم دهن بىآميزش آواز سينه و حروف مهموسه دهاند : ج ، ث ، ه ، ش ، ن ، ف ، ص ، س ، ك ، ت ، ( منتهى الارب ) . [ 6 - ) ] ترجمهء « جهر » ( بفتح ج ) بمعنى آواز بلند و حروف مجهوره نوزدهاند بدينسان : ظ ، ل ، ق ، و ، ر ، ب ، ض ، ا ، ( همزة ) ، غ ، ز ، ج : ن ، د ، م ، ط ، ى ، ع ، د . [ 7 - ) ] ترجمهء رخو و حروف رخوة سيزده است : خ ، س ، ج ، ظ ، ش ، ص ، ر ، ض ، غ ، ث ، ق ، ف ، ن ، م . [ 8 - ) ] ترجمهء « شدت » و حروف شديدة هشتاند : همزة ، ج ، ك ، ق ، ت ، ب ، ط ، د . [ 9 - ) ] ترجمهء « قلقلة » و حروف قلقلة پنج حرفاند : ق ، د ، ط ، ب ، ج . [ 10 - ) ] ترجمهء « ضغط » .